پرنده نگری

پرنده شناسی

 

همراه با ما از تماشای پرندگان لذت ببرید

بحث کنید

و بیاموزید

 

تالار گفتگوی پرنده نگری و پرنده شناسی

ورود

  شنبه، بیست و دوم تیرماه، ما بودیم و دوستان و اعضای طرلان و مردم مهربان و علاقمند پارک قیطریه.

  شش تا هشت بامداد- آرش اشراقی و حمیرا احمدی عزیز مثل همیشه همراه و خوش قول، و آقای شفیع زاده گرانقدر و با وجود دوستی تازه شان با طرلان استوار و فروتن، در مقابل درب شمالی پارک منتظر و آماده ایستاده بودند. در اندک زمانی تلسکوپ ها بر دوش و دوربین های دوچشمی آماده و راهنمای پرندگان پارک قیطریه در دست، شروع به گشت در پارک کردند تا با دیدن پرندگان، آنها را به مردم نشان داده و در مورد فرهنگ پرنده نگری و مزایای آن در حفاظت از محیط زیست صحبت کنند. من هم در همان محل قرار ایستادم تا راهنمای دوستان دیگری که به ما می پیوندند یا مردم علاقمند باشم.

 

 

  هشت تا ده بامداد- کیوان ضرابی نیز به جمع ما پیوست و آرش و حمیرا که با دستان پر از امید از استقبال مردم باز گشته بودند برای آغاز روز کاری جمع را ترک گفتند. پس این بار با همکاری کیوان و آقای شفیع زاده در سطح پارک با مردم در مورد پرندگان و زیبایی های آنها صحبت کردیم. بسیار بودند پیران و جوانانی که از دیدن طوطی ها در حال گردو خوردن شاد می شدند و متعجب. در این میان با دوستانی نیز آشنا شدیم که پرندگان را می شناختند و با گروه های زیست محیطی حمایت از حیوانات آشنایی داشتند که مایه خرسندی هرچه بیشتر ما را فراهم نمود. بسیاری هم راهنماییمان می کردند تا در جای جای پارک طوطی ها و مینا ها را بیابیم. دارکوبی هم بود که تا می خواستیم به دیگران نشانش دهیم پرواز می کرد!!!

 

 

  سه تا پنج بعد از ظهر- پرستو هدایت زاده عزیز، آماده و مشتاق در پارک حاضر بود و من نیز با تاخیری خود را به او رساندم. هوا گرم بود و طاقت فرسا و پرندگان در سایه سار درختان استراحت می کردند. در جستجوی پرندگان زیبا و مردم مشتاق تمامی پارک را قدم زدیم. استقبال و حضور مردم از صبح کمتر بود اما گرمای هوا این امر را منطقی می نمود. پس تا کمی خنک تر شدن هوا منتظر شدیم.

  پنج تا هفت بعد از ظهر- آقای هاشمی مدیر محترم گروه طرلان، درنا مجاب عزیز، سامان کرم دانه و مهسا بزرگ امید دوست داشتنی و آقای سعید عروجی نیز به گروه دونفره ما پیوستند. این بار بیشتر به ضلع جنوبی پارک رفتیم و باز هم طوطی و مینا و چرخ ریسک ومردم علاقمند و تلاش دوستان در آشنا سازی هرچه بیشتر مردم. و شادی عمیقی که در ما موج می زد. در میانه راه سمیه اعزازی عزیز و آقای هومن شاهواری نیز با ما همراه شدند. دیگر بار ما بودیم و پرنده ها و صف انتظار مردم برای دیدن پرندگان در تلسکوپ. کودکانی که با دیدن پرندگان از نزدیک لبخند بر لبانشان می نشست، میانسالانی که از اینکه بر دانش آنها افزوده بودیم سپاسگزار بودند و پیرانی که آرام و مغرور پرندگان را مشاهده می نمودند. 

و طرلانی که از داشتن دوستانی اینچنین خوب بر خود می بالد و به هموطنان عزیزش افتخار می کند